جایگاه زن...
ارزش زن در فرهنگ اسلامي
زن در فرهنگ اسلامي از ويژگي و جايگاه خاصي برخوردار است. در منابع اسلامي به گونه هاي مختلفي چون ريحانه(گل) قوارير(بلور) حسنات(نيكي ها) و بهترين فرزندان از او ياد شده است.
امام رضا(ع) فرمود: "خداوند بر زنان و دختران مهربانتر است از مردان و پسران"
پيامبر(ص) فرمود: "بهترين شما كسي است كه براي زنان و دختران بهترين باشد"
خود پيامبر آنقدر به دخترش حضرت فاطمه(ع) احترام مي گذاشت كه مردم تعجب مي كردند و با تمامي مقامي كه داشت دست دخترش را مي بوسيد و به هنگام مراجعت از سفر نخستين كسي را كه ديدار مي كرد دخترش فاطمه بود.

زن در فرهنگ و تمدن جوامع اوليه
در طول هزاران سال زن در تاريخ جايگاهي گاه فرعي و گاه اصلا نداشته است. اين بقا دهنده سازنده بركت دهنده وشاديبخش بوسيله مستبدان مذكر فلج گشته. اين موجود پاك نسل به نسل محروميتها را به همجنسان خود انتقال داده است.
در اجتماعات اوليه قسمت اعظم ترقيات اقتصادي و هنري بدست زنان انجام شده است نه به دست مردان. در حالي كه مردان سالهاي زيادي را با طريقه كهن به شكار مي پرداختند زنان در كنار غار يا خيمه خود به كشاورزي وهزاران هنر خانگي مي پرداختند كه زمينه ساز صنايع بزرگ آينده واقع شدند اموري مثل ريسندگي درودگري سفال سازي دوخت و دوز نساجي و...

زن ناتوان نيست
مردان بدليل حاكميتهاي گوناگون ناتوانايي زن را به فرهنگ جامعه افزودند و چون اين مسئله نهادينه شد بسياري از جمله اكثريتي از خود زنان هم بر آن شدند كه زن موجودي ضعيف مي باشد.
اما آخرين تحقيقات علمي نشانگر آن است كه متوسط عمر زن بين شش تا هفت سال بيش از مرد است. زنان در برابر بيماري مقاومتر هستند.
طبق آمار ۱۰ آوريل ۱۹۷۹ ميلادي كه در امريكا منتشر شد نزديكان به مراكز اتمي اعلام كردند كه زنان در مقابل سرطان مقاومت بيشتري دارند تا مردان.
در ميدانهاي ورزشي و رقابتي روز به روز شكاف ميان ركوردهاي زن و مرد هرچه بيشتر كاهش مي يابد در بسياري از زمينه ها علوم جديد ثابت كرده اند كه در طبيعت زن و مرد با هم برابرند.
منبع:موقعيت زن در روزگار باستان


درفضای بیکرانهی یک توهم،بهرؤیاهایم خیره شدهام،رؤیاهایی که ازمن دورند،رؤیاهایی کهازبس دورند،جسارت می کنند به آفرینندشان دهن کجی کنند .
در این فضای بی کرانهی توهم آلود،آدمها چقدر حقیرند وچقدر کوچک و چقدر دلم میخواهد پایام را روی سرشان بگذارم و له شان کنم مثل وقتی که مورچههای زیرپای شان را له می کردند و عین خیال شان نبود،عین خیالام نباشد.چقدر دوست شان داشتم یک زمانی.شاید از فرط دوست داشتنشان است که میخواهم لهشان کنم . 


